گردشگری؛ پل عبور از «مدیاکراسی» و افقهای روشن دیپلماسی فرهنگی
مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراثآریا در یادداشتی نوشت: در جهانِ امروز که گاه زیر سایه سنگین روایتهای رسانهای یا همان «مدیاکراسی» تعریف میشود، گردشگری تنها یک صنعت اقتصادی نیست؛ بلکه کارآمدترین ابزار برای عبور از پیشداوریها و رسیدن به «شناخت مستقیم» است. سفر، به مثابه گفتوگوی بیواسطه میان ملتها، جایگزینی ندارد و میتواند سوءتفاهمها را به تفاهم و دیوار بیاعتمادی را به پلهای صلح پایدار تبدیل کند.
حجتالله ایوبی، سرپرست مرکز دیپلماسی و امور بینالملل وزارت میراث فرهنگی، در ششمین اجلاس بینالمللی گردشگری روسیه، با اشاره به زخمهای بر جای مانده از سالهای جنگ و فشارهای سیاسی علیه ایران، حقیقتی بنیادین را یادآوری کرد: تاریخ و تمدن یک ملت با آتش و بمب نابودشدنی نیست. تجربه ایران نشان داد که علیرغم تمامی تلاشها برای مخدوش کردن چهره تمدنی کشور، فرهنگ و تاریخ ایران همچنان به عنوان سدِ استواری در برابر تخریبها ایستاده است.
ضرورت امروز ما، بهرهگیری از ظرفیتهای «گردشگری پساجنگ» است؛ رویکردی که در آن ملتها با تکیه بر استقامت و پیشینه غنی خود، روایتگرِ اصالت خویش در جهان میشوند. گردشگری در این نگاه، نه یک فعالیت تفننی، که کنشی دیپلماتیک برای بازپسگیری حقایق تاریخی و زدودن غبار سیاه از چهره واقعی ملت در قاب تصویر رسانههای غربی است.
رونمایی از طرح «ایران؛ آغاز هر داستان» نقطه عطفی در دیپلماسی عمومی کشور است. این طرح با تعریف مسیرهای موضوعی نوآورانه نظیر «راه خورشید»، «راه ولایت»، «راه نیایش» و «راه ادبیات و عرفان»، در پی آن است که ظرفیتهای تمدنی ایران را در قالبهای جذاب برای نسل جدیدی از گردشگران فرهنگی و معنوی بستهبندی کند. این رویکرد به جهانیان میگوید که ایران تنها یک مقصد جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از داستانِ مشترک تمدن بشری است؛ زادگاهِ عارفان، فیلسوفان و هنرمندانی که سهمی سترگ در رشد علم، هنر و اخلاق در جهان داشتهاند.
سفر به مسکو و رایزنی با مقامات فرهنگی و اقتصادی روسیه، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در دیپلماسی گردشگری ایران است. درک متقابل میان ایران و همسایگان یا کشورهای همسویی که خود طعم فشارهای سیاسی را چشیدهاند، فرصتی طلایی برای ایجاد بلوکهای قدرتمند گردشگری فراهم آورده است.
همانطور که ایوبی تأکید کرده است، جهان امروز دیگر محدود به غرب نیست. اکنون با نگاهی واقعبینانه، فرصتی پدید آمده تا کشورهایی با پیشینه عظیم تمدنی و اشتراکات فرهنگی، در کنار یکدیگر آیندهای امنتر و شکوفاتر بسازند. توافقات صورتگرفته با روسیه برای رفع موانع سفر و تسهیل تبادلات گردشگری، نشان میدهد که این دیپلماسی در حال حرکت از شعار به سمت اقدامهای اجرایی است.
ایران با تکیه بر امنیت، مهماننوازی و جاذبههای بینظیر تاریخی و درمانی، پتانسیل آن را دارد که به یکی از مقاصد اصلی گردشگران منطقه تبدیل شود. مسیر پیش رو، نیازمندِ استمرار در «دیپلماسی عمومی» و تداومِ همین گفتگوهای بینالمللی است تا تصویرِ واقعی و پرشکوه ایران، جایگزینِ روایتهای ناقصِ رسانهای شود.
در نهایت، گردشگری پساجنگ نه تنها به رونق اقتصادی کمک میکند، بلکه به جهانیان ثابت میکند که فرهنگ و صلح، همواره بر جنگ و تخریب پیروز است؛ چرا که هیچ بمبی توانِ خاموش کردنِ نورِ تاریخ و تمدن را ندارد.
انتهای پیام/
