افزایش گردشگران، گسترش خانههای دوم و فشار بر زیرساختهای محلی در برخی مقاصد گردشگری فرانسه، موج تازهای از نارضایتیهای اجتماعی را در پی داشته است؛ رخدادی که از بریتانی تا کرس امتداد یافته و بار دیگر مسئله «گردشگری بیش از ظرفیت» و ضرورت ایجاد توازن میان منافع اقتصادی گردشگری، حقوق جوامع محلی و ظرفیتهای محیطی و اجتماعی مقصد را به یکی از مباحث جدی سیاستگذاری گردشگری در اروپا تبدیل کرده است.
«پاریسیها، بیرون!»/ وقتی گردشگری در فرانسه به چالش اجتماعی تبدیل میشود
به گزارش خبرنگار میراثآریا، افزایش فشارهای ناشی از رشد گردشگری و گسترش حضور مالکان غیربومی خانههای دوم در برخی مناطق فرانسه، در ماههای اخیر به بروز نارضایتیهای اجتماعی و اعتراضهای محلی انجامیده است؛ وضعیتی که بهویژه در منطقه بریتانی شدت گرفته و نشانههایی از شکلگیری ادبیات ضدگردشگری را در برخی نقاط این کشور آشکار کرده است.
روزنامه گاردین در گزارشی با بررسی ابعاد این نارضایتیها، از تشدید اعتراضها در منطقه «بیگودن» در جنوب فینیستر، در غرب بریتانی، خبر داده و نوشته است که از ابتدای ماه اوت، شعارهایی با مضمون «پاریسیها، بیرون!» در برخی نقاط این منطقه مشاهده شده است؛ شعارهایی که در مواردی روی خودروها نیز نوشته شدهاند.
بریتانی؛ از اعتراض به گردشگری تا واکنش به تغییرات اجتماعی
بر اساس این گزارش، یکی از نقاط آغازین این اعتراضها شهر «پلوگوف» بوده است؛ جایی که تابلویی با مضمون «پاریسیها، بیرون!» نصب شد. شهردار این شهر در واکنش به این اقدام، ضمن مخالفت با رویکردهای طردکننده و انگزننده، بر این نکته تاکید کرده است که جوامع محلی میتوانند از آرامش، محیط زیست و کیفیت زندگی خود دفاع کنند، بدون آنکه گردشگران یا افراد غیربومی را هدف طرد اجتماعی قرار دهند.
با وجود این موضعگیری، اعتراضها در منطقه ادامه یافت. چند روز بعد، در شهر «پلوبانالک-لزکونیل» عبارت «نه به پاریسیها» روی یک خودرو حک شد و دو خودروی دیگر نیز به شیوهای مشابه مورد تخریب قرار گرفتند.
نکته قابل توجه آن است که خودروهای آسیبدیده الزاما متعلق به ساکنان پاریس نبودند. بنا بر گزارش گاردین، صاحبان برخی از این خودروها از ساکنان محلی بودند که در مقطعی از زندگی خود به پاریس مهاجرت کرده و سپس به منطقه بازگشته بودند؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضهای شکلگرفته، بیش از آنکه صرفاً به حضور گردشگران محدود باشد، با تحولات پیچیدهتر اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی در این مناطق ارتباط پیدا کرده است.
در ادامه این اعتراضها، حتی شعارهایی با مضمون استقبال از پناهندگان و درخواست از گردشگران برای بازگشت به خانه نیز در یکی از نقاط منطقه مشاهده شد؛ نشانهای از آنکه مسئله گردشگری در برخی جوامع محلی، از یک موضوع اقتصادی فراتر رفته و به مسئلهای اجتماعی و هویتی تبدیل شده است.
افزایش سهبرابری جمعیت؛ فشار فصلی بر مقصدهای گردشگری
یکی از مهمترین عوامل شکلگیری این نارضایتیها، فشار فزاینده بر زیرساختها و خدمات عمومی عنوان شده است.
بر اساس گزارش گاردین، جمعیت برخی روستاها و شهرهای منطقه فینیستر در ماههای ژوئیه و اوت، همزمان با اوج فصل سفر، تا سه برابر افزایش مییابد. چنین جهش جمعیتی، اگر با ظرفیتپذیری زیرساختها و نظام مدیریت مقصد متناسب نباشد، میتواند فشار قابل توجهی بر شبکه حملونقل، خدمات عمومی، منابع محلی، محیط زیست و در نهایت کیفیت زندگی ساکنان دائمی وارد کند.
در همین حال، تشدید موجهای گرما و آتشسوزی در بخشهایی از فرانسه، الگوی انتخاب مقصد را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بخشی از گردشگران برای گریز از گرمای شدید به مناطق خنکتر ساحلی بریتانی روی آوردهاند؛ تغییری که به افزایش مضاعف تقاضا در مقصدهایی انجامیده که خود با محدودیتهای فصلی و ظرفیتهای مشخص زیرساختی مواجهاند.
این تجربه نشان میدهد که تغییرات اقلیمی نیز بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از متغیرهای مؤثر بر توزیع جغرافیایی گردشگران و در نتیجه، تشدید یا کاهش فشار بر مقصدهاست.
خانههای دوم؛ ضلع پنهان بحران مسکن در مقصدهای گردشگری
در کنار افزایش تعداد گردشگران، گسترش خانههای دوم متعلق به افراد غیربومی، بهویژه شهروندان پاریسی، از دیگر عوامل مؤثر بر افزایش حساسیتهای اجتماعی در برخی مناطق فرانسه عنوان شده است.
گاردین در این گزارش، افزایش خانههای دوم را یکی از ریشههای مهم این نارضایتیها دانسته و نوشته است که این روند بهویژه پس از همهگیری کرونا شتاب بیشتری گرفته است.
گسترش خانههای دوم در مناطق ساحلی و مقصدهای گردشگری میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه گردشگری داشته باشد؛ از افزایش قیمت زمین و مسکن و کاهش عرضه خانههای دائمی گرفته تا تغییر الگوی سکونت، فصلیشدن جمعیت و تضعیف پیوندهای اجتماعی میان ساکنان دائمی و جمعیت موقت.
در چنین شرایطی، بخشی از جامعه محلی ممکن است گردشگران و مالکان غیربومی را نه بهعنوان مصرفکنندگان خدمات گردشگری، بلکه بهعنوان بخشی از فرایند تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی محل زندگی خود تلقی کند؛ مسئلهای که در صورت نبود سیاستهای متوازن مسکن و مدیریت مقصد، میتواند زمینهساز تعارضهای اجتماعی شود.
اعتراضها از بریتانی فراتر رفت
این موج نارضایتی به بریتانی محدود نمانده است. در «ایل دو ره» نیز اعلامیههایی با مضمون «پاریسیها، به خانه بروید» توزیع شده و در جزیره کرس، برخی مالکان خانههای دوم با تهدید مواجه شدهاند.
گزارش گاردین همچنین از فعالشدن دوباره بخشی از جریان استقلالطلبانه کرس در تابستان امسال خبر داده است؛ بهگونهای که به برخی مالکان خانههای دوم هشدار داده شده است که خود را در قلمرو ملی این جزیره در امان تصور نکنند.
هرچند این اعتراضها را نمیتوان صرفا به گردشگری تقلیل داد و عوامل تاریخی، سیاسی، هویتی، اقتصادی و اجتماعی نیز در هر یک از این مناطق نقش دارند، اما همزمانی آنها با رشد گردشگری و افزایش خانههای دوم، بار دیگر نقش سیاستهای مدیریت مقصد را در پیشگیری از تشدید تعارضهای محلی برجسته کرده است.
گردشگری؛ موتور اقتصاد محلی و همزمان منبع فشار
اهمیت این تحولات از آن جهت دوچندان است که بسیاری از جوامع محلی فرانسه، مانند بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان، از نظر اقتصادی به صنعت گردشگری وابستهاند.
ورود گردشگران برای هتلها، اقامتگاهها، رستورانها، فروشگاهها، حملونقل و طیف گستردهای از کسبوکارهای محلی درآمد ایجاد میکند و در بسیاری از مناطق، گردشگری یکی از پایههای اصلی اشتغال و فعالیت اقتصادی به شمار میرود.
با این حال، مسئله زمانی پیچیده میشود که رشد تقاضای گردشگری از ظرفیت تحمل مقصد پیشی بگیرد. در چنین شرایطی، همان گردشگری که میتواند موتور محرک اقتصاد محلی باشد، ممکن است به عاملی برای افزایش هزینه مسکن، ازدحام، فشار بر منابع آب و انرژی، فرسایش محیط زیست، افزایش هزینه زندگی و کاهش رضایت ساکنان تبدیل شود.
«گردشگری بیش از ظرفیت»؛ هشداری فراتر از فرانسه
آنچه در برخی مناطق فرانسه در حال وقوع است، نمونهای از پدیده جهانی «گردشگری بیش از ظرفیت» یا Overtourism محسوب میشود؛ پدیدهای که طی سالهای اخیر در بسیاری از مقصدهای پرتقاضای جهان به یکی از مسائل مهم سیاستگذاری گردشگری تبدیل شده است.
در این وضعیت، تمرکز زمانی و مکانی گردشگران، نوع مصرف منابع، الگوی اقامت، ظرفیت زیرساختها، توزیع منافع اقتصادی و میزان مشارکت جامعه محلی در فرایند تصمیمگیری است که تعیین میکند گردشگری به فرصت توسعه تبدیل شود یا منشا تعارض اجتماعی.
تجربه فرانسه از این منظر حاوی یک پیام مهم برای سیاستگذاران گردشگری است: توسعه گردشگری زمانی پایدار خواهد بود که افزایش تعداد گردشگران با ظرفیتپذیری مقصد، منافع جامعه محلی و الزامات حفاظت از محیط زیست و کیفیت زندگی همزمان دیده شود.
بر همین اساس، مدیریت هوشمند جریان گردشگران، توزیع مکانی و زمانی سفر، توسعه مقاصد جدید و کمتر شناختهشده، تقویت گردشگری در فصلهای کمتقاضا، مدیریت بازار خانههای دوم و اقامتگاههای کوتاهمدت، سرمایهگذاری متناسب در زیرساختها و مشارکت واقعی جوامع محلی در تصمیمسازی، از جمله راهکارهایی است که میتواند از تبدیل گردشگری به عامل فشار اجتماعی جلوگیری کند.
در واقع، تجربه اخیر فرانسه بار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که آینده گردشگری تنها با افزایش تعداد گردشگران تعریف نمیشود؛ بلکه با میزان توان مقصد برای تبدیل حضور گردشگر به ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی پایدار سنجیده خواهد شد.
از این منظر، حکمرانی مقصد و ظرفیتسازی برای پذیرش گردشگر، نه یک موضوع فرعی، بلکه یکی از ارکان اصلی سیاستگذاری گردشگری در عصر جدید است؛ عصری که در آن، رضایت گردشگر و رضایت جامعه میزبان باید همزمان بهعنوان دو مؤلفه مکمل توسعه پایدار گردشگری مورد توجه قرار گیرند.
انتهای پیام/