پنج‌شنبه , 24 سپتامبر 2026 2026 - 09 - 23 ساعت :
» فرهنگ و تاریخ (ایران و جهان) » «دیار مادری»؛ از دویماج تا بناهای تاریخی قزوین در متن قصه
«دیار مادری»؛ از دویماج تا بناهای تاریخی قزوین در متن قصه

«دیار مادری»؛ از دویماج تا بناهای تاریخی قزوین در متن قصه

سپتامبر 23, 2026 001

مریم قربانی‌نیا نویسنده و منتقد سینما و تلویزیون در یادداشتی درباره سریال «دیار مادری» که روزهای زوج از شبکه سه سیما پخش می‌یود، نوشت: «دیار مادری» از آن دسته مجموعه‌هایی است که جغرافیای قصه را نمی‌توان از خود قصه جدا کرد. اگر یک سریال در قزوین ساخته شود، طبیعی است که خیابان‌ها و خانه‌های این شهر در قاب آن دیده شوند، اما تفاوت میان فیلمبرداری در یک شهر با ساختن یک سریال درباره زیست یک شهر در جزئیات مشخص می‌شود و این سریال خانوادگی و اجتماعی که در استان قزوین روایت می‌شود، تلاش کرده است به جای ساختن داستانی در یک فضای عمومی و قابل جایگزینی، بخشی از هویت روایتش را از همان جغرافیایی بگیرد که قصه در آن اتفاق می‌افتد.

یکی از نکات قابل توجه سریال، استفاده از لهجه قزوینی است؛ لهجه‌ای که فقط به شخصیت‌های مسن محدود نمانده است و بازیگران جوان نیز آن را در گفت‌وگوهای خود به کار گرفته‌اند.  همین انتخاب باعث شده که شخصیت‌ها از فضای یکسان و آشنای بسیاری از تولیدات تلویزیونی فاصله بگیرند و به محیطی که داستان در آن می‌گذرد، نزدیک‌تر شوند و از نظر زبانی نیز به جغرافیای خود تعلق پیدا کنند. در این میان، حتی تکیه‌کلام‌ها و نوع بیان شخصیت‌ها نیز به ساخت فضای بومی کمک کرده است.

«دیار مادری»؛ از دویماج تا بناهای تاریخی قزوین در متن قصه

«دیار مادری» از سوی دیگر، قزوین را تنها به عنوان محل فیلمبرداری انتخاب نکرده است. بناهای تاریخی شهر در متن روایت حضور دارند و تصاویر هوایی از این بناها در ابتدای قسمت‌ها، پیش از ورود مخاطب به ادامه قصه، صرفاً یک نمای زیبا برای آغاز قسمت نیستند بلکه تصویری از جغرافیای سریال به دست می‌دهد و به مخاطب یادآوری می‌کنند که داستان در جغرافیایی با سابقه تاریخی مشخص اتفاق می‌افتد؛ به این ترتیب، شهر کم‌کم به یکی از عناصر قابل تشخیص مجموعه تبدیل می‌شود.

سپس این جغرافیا وارد متن قصه می‌شود. پروین با معرفی بناهای تاریخی قزوین به گردشگران، شغل و زندگی‌اش را با میراث‌فرهنگی شهر پیوند زده است. بنابراین بناهای تاریخی نه فقط در قاب دوربین، بلکه در مسیر زندگی یکی از شخصیت‌های اصلی حضور دارند.

همین رویکرد را می‌توان در معرفی خوراک و سوغات قزوین نیز دید. حضور غذاها و شیرینی‌های سنتی در دل داستان، قرار نیست صرفاً یک ویترین گردشگری بسازد، بلکه بخشی از جزئیات زندگی آدم‌های قصه را تشکیل می‌دهد.

به عنوان مثال دویماج به عنوان یکی از غذاهای سنتی و قدیمی قزوینی در یکی از صحنه‌ها بهانه‌ای برای دیدار طوبی خانم و عمو صادق می‌شود. اینجا یک خوراک محلی به جای اینکه مانند یک آیتم معرفی گردشگری جدا از قصه وارد شود، در دل یک موقعیت داستانی قرار گرفته است. همین استفاده طبیعی از عناصر بومی است که می‌تواند به باورپذیری فضای سریال کمک کند.

این تفاوت مهمی است میان سریالی که صرفاً در یک استان ساخته می‌شود و مجموعه‌ای که تلاش می‌کند بخشی از فرهنگ همان استان را وارد روایت کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم «دیار مادری» یکی از تولیدات استانی است که با استفاده از ظرفیت‌های هنری و تولیدی استان‌ها شکل گرفته است.

«دیار مادری»؛ از دویماج تا بناهای تاریخی قزوین در متن قصه

قزوین در «دیار مادری»؛ از لهجه تا بناهای تاریخی

سال‌هاست درباره ضرورت فاصله گرفتن تولیدات تلویزیونی از تمرکز در پایتخت صحبت می‌شود، اما این اتفاق زمانی معنا پیدا می‌کند که حضور شهرستان‌ها فقط به تغییر لوکیشن محدود نشود.

«دیار مادری» در قسمت‌های پخش‌شده، دست‌کم در این زمینه مسیر مشخصی را انتخاب کرده است؛ قزوین قرار نیست فقط پشت سر شخصیت‌ها دیده شود بلکه قرار است شنیده شود، شناخته شود و بخشی از قصه باشد. از لهجه و تکیه‌کلام گرفته تا بناهای تاریخی، غذا و زندگی روستایی؛ همه این عناصر می‌توانند به سریال هویت بومی بدهند.

در کنار شهر، روستا نیز بخش مهمی از هویت سریال را شکل می‌دهد. خانه قدیمی خانواده، باغ، بنگاه روستا، قهوه‌خانه، اهالی و حتی مناسبات میان آنها، تصویری از یک جامعه کوچک‌تر را وارد داستان می‌کند.

این مجموعه جزئیات، باعث می‌شود قزوین در «دیار مادری» صرفاً یک پس‌زمینه نباشد. شهر و روستا هر دو در ساختن موقعیت‌های داستانی نقش دارند.

به طور کلی تلویزیون زمانی می‌تواند تصویر متنوع‌تری از زندگی ایرانی ارائه کند که قصه‌هایش در جغرافیاهای مختلف شکل بگیرند و آدم‌های هر منطقه با زبان، فرهنگ و مناسبات خودشان دیده شوند. البته استفاده از ظرفیت‌های بومی نیز زمانی موفق است که از مرز معرفی مستقیم و تبلیغاتی عبور کند و در خدمت قصه قرار گیرد. «دیار مادری» در بسیاری از موارد عناصر بومی را در زندگی شخصیت‌ها جا داده است؛ از شغل پروین و بناهای تاریخی تا خوراک، لهجه و روابط اجتماعی.

در نهایت، تلویزیون برای معرفی ایران فقط به مستند و برنامه گردشگری نیاز ندارد؛ سریال داستانی نیز می‌تواند شهرها و فرهنگ‌های مختلف را به مخاطب نشان دهد، به شرط آنکه این عناصر بخشی از زندگی شخصیت‌ها باشند و «دیار مادری» از این منظر، تجربه‌ای قابل توجه است.

انتهای پیام/

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×