سه‌شنبه , 29 سپتامبر 2026 2026 - 09 - 29 ساعت :
» گزارش‌های خبری میراث فرهنگی » مردی که ایران را از زبان مردمش روایت کرد
مردی که ایران را از زبان مردمش روایت کرد

محمد میرشکاری، چهارم مهرماه ١۴٠۵ از دنیا رفت؛ مردی که سال‌ها فرهنگ ایران را در میان آیین‌ها، باورها، قصه‌ها و شیوه زندگی مردم جست‌وجو کرد.

مردی که ایران را از زبان مردمش روایت کرد

سپتامبر 29, 2026 001

به گزارش خبرنگار مهر، گاهی مرگ یک پژوهشگر فقط خبر رفتن یک نفر از میان جامعه علمی نیست؛ رفتن بخشی از حافظه‌ای است که سال‌ها برای حفظ آن تلاش شده است. درگذشت محمد میرشکرایی، مردم‌شناس و پژوهشگر پیشکسوت میراث فرهنگی، از همین جنس است؛ مردی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف شناخت فرهنگی کرد که در زندگی روزمره مردم ایران جریان داشت.

میرشکرایی چهارم مهرماه ۱۴۰۵ درگذشت؛ پژوهشگری که نامش با مردم‌شناسی، فرهنگ مردم، آیین‌های ایرانی و میراث ناملموس گره خورده بود. او در سال ۱۳۲۱ در تفرش متولد شد و از همان سال‌های جوانی فعالیت فرهنگی و اجتماعی را آغاز کرد. راه‌اندازی کانون جوانان تفرش در سال ۱۳۴۱ و انتشار نوشته‌هایی درباره مسائل فرهنگی و اجتماعی، از نخستین نشانه‌های این مسیر بود.

اما مسیر زندگی میرشکرایی خیلی زود از یک علاقه شخصی به یک فعالیت علمی جدی تبدیل شد. او تحصیلات خود را در حوزه فرهنگ و زبان‌های باستانی ادامه داد و پس از گذراندن دوره دکتری در تاجیکستان، در سال ۱۳۵۲ به مرکز مردم‌شناسی ایران در وزارت فرهنگ و هنر پیوست. از آنجا، بخش مهمی از زندگی حرفه‌ای او در میدان مردم‌شناسی و پژوهش درباره فرهنگ ایرانی گذشت.

میرشکرایی در سال‌های فعالیت خود مسئولیت‌هایی همچون سرپرستی موزه پژوهشی مردم‌شناسی، مدیریت پژوهش‌های مردم‌شناسی و ریاست پژوهشکده مردم‌شناسی را برعهده داشت. او همچنین در حوزه انتشار آثار پژوهشی و فعالیت‌های علمی مرتبط با میراث فرهنگی حضور داشت و ده‌ها اثر و مقاله در کارنامه او ثبت شده است.

اما شاید اگر قرار باشد تنها یک بخش از کارنامه او را به خاطر بسپاریم، باید به نوروز اشاره کنیم.

میرشکرایی از پژوهشگرانی بود که در مسیر تهیه پرونده و ثبت جهانی نوروز نقش داشت. اهمیت این کار تنها در ثبت یک جشن در فهرست میراث جهانی خلاصه نمی‌شود؛ نوروز برای میلیون‌ها نفر در ایران و کشورهای دیگر بخشی از هویت فرهنگی و حافظه تاریخی است. تلاش برای معرفی علمی و مستند این آیین، بخشی از همان رویکردی بود که میرشکرایی در تمام سال‌های فعالیت خود دنبال کرد: شناساندن فرهنگ ایران از مسیر پژوهش و مستندسازی.

به پاس فعالیت‌های او در این حوزه، میرشکرایی در سال ۱۳۹۷ در آیین جهانی نوروز نشان نوروز دریافت کرد.

با این حال، تقلیل کارنامه میرشکرایی به «نوروز» شاید حق این پژوهشگر را ادا نکند. حوزه علاقه و پژوهش او گسترده‌تر از یک آیین بود. فرهنگ مردم، آیین‌های سوگواری، اسطوره‌ها، موزه‌ها و فرهنگ محلی از جمله موضوعاتی بودند که در آثار و پژوهش‌های او دیده می‌شوند.

«تعزیه و آیین‌های عاشورایی»، «اسطوره در فرهنگ مردم»، «مردم‌شناسی و موزه‌ها» و «تفرش: اسطوره و مردم‌شناسی» از جمله آثاری هستند که نام میرشکرایی در میان پدیدآورندگان آنها دیده می‌شود.

شاید یکی از نکات مهم در کارنامه او این بود که فرهنگ را فقط در کتابخانه و پشت میز پژوهش دنبال نمی‌کرد. مردم‌شناسی اساساً علم دیدن و شنیدن زندگی مردم است؛ دیدن آیین‌هایی که شاید برای یک نسل عادی باشند اما برای پژوهشگر، نشانه‌هایی از تاریخی طولانی‌اند.

همین نگاه باعث شد بخش مهمی از فعالیت میرشکرایی به میراث ناملموس اختصاص پیدا کند؛ میراثی که برخلاف بناهای تاریخی، دیوار و سقف ندارد. یک آیین، یک باور، یک شیوه عزاداری، یک جشن، یک روایت یا حتی بخشی از شیوه زندگی مردم می‌تواند بخشی از این میراث باشد و اگر ثبت نشود، ممکن است با تغییر نسل‌ها از میان برود.

میرشکرایی البته به زادگاه خود نیز بی‌توجه نبود. در سال ۱۳۹۵ خانه تاریخی و پدری او در تفرش به موزه مردم‌شناسی تبدیل شد؛ موزه‌ای که بخشی از زندگی و فرهنگ مردم تفرش را در خود جای داده است. در این خانه وسایلی از زندگی مردم منطقه و اشیایی مرتبط با آیین‌های محلی نگهداری می‌شود.

امروز که پیکر او بدرقه شد، مسئولان و پژوهشگران از سال‌ها تلاش علمی و فرهنگی او یاد کردند. علی دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث فرهنگی، نیز در آیین بدرقه او بر نقش میرشکرایی در معرفی میراث فرهنگی ایران و همچنین آثار مکتوب و شاگردانی که از او باقی مانده‌اند تأکید کرد.

مرگ پژوهشگرانی مانند میرشکرایی یک سؤال مهم را دوباره پیش روی ما می‌گذارد: از فرهنگ یک ملت چه چیزی باقی می‌ماند اگر کسی آن را ثبت و روایت نکند؟

پاسخ شاید در کتاب‌ها، مقاله‌ها، موزه‌ها و پرونده‌های میراث فرهنگی باشد؛ اما بخش مهم‌تری از پاسخ، در حافظه آدم‌هایی است که یک پژوهشگر سال‌ها درباره آنها مطالعه کرده است.

میرشکرایی درباره ایران می‌نوشت، اما موضوع اصلی نوشته‌هایش خود ایران بود؛ ایرانی که فقط در بناهای تاریخی، کتیبه‌ها و موزه‌ها خلاصه نمی‌شود و در زندگی مردم، آیین‌ها، قصه‌ها، باورها و سنت‌های آنان نفس می‌کشد.

شاید بهترین ادای احترام به یک مردم‌شناس نیز همین باشد؛ اینکه بعد از رفتنش، آنچه را درباره مردم و فرهنگشان ثبت کرده دوباره بخوانیم و یادمان نرود که میراث فرهنگی، پیش از آنکه در موزه‌ها قرار بگیرد، در زندگی مردم وجود دارد.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×