فروش گسترده غلات آمریکا به ایران؛ از ادعا تا واقعیت
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، دونالد ترامپ در جمع کشاورزان آمریکایی در باغ رز کاخ سفید مدعی شد که آمریکا بهزودی «بازار جدیدی» در ایران خواهد داشت و منابع مالی ایران صرف خرید حجم بالایی از گندم، سویا و ذرت از کشاورزان آمریکایی خواهد شد.
این سخنان در حالی مطرح میشود که هدف اصلی چنین اظهاراتی بیش از آنکه اقتصادی باشد، مصرف سیاسی و رسانهای دارد؛ بهگونهای که دولت آمریکا بتواند مدعی شود منابع بلوکهشده ایران را آزاد کرده، اما این پولها عملاً دوباره به اقتصاد آمریکا بازگشته و منفعت آن نصیب کشاورزان آمریکایی شده است.
نیاز واقعی ایران به کالاهای اساسی چگونه تأمین میشود؟
ساختار واردات کالاهای اساسی ایران نشان میدهد کشور سالانه حدود 10 تا 12 میلیارد دلار برای تأمین اقلام اساسی نیاز دارد. برآوردها نشان میدهد نیاز سالانه کشور شامل موارد زیر است:
حدود 10 میلیون تن ذرت به ارزش تقریبی 3 میلیارد دلار
حدود 4 میلیون تن کنجاله و دانه سویا به ارزش حدود 2 میلیارد دلار
برنج به ارزش 1 تا 1.5 میلیارد دلار
روغن آفتابگردان حدود یک میلیارد دلار
جو حدود یک میلیارد دلار
همچنین سم، بذر، کود و سایر نهادههای کشاورزی
در سالهای اخیر بخش مهمی از این واردات از محل منابع ارزی ایران در بانک TBI عراق انجام شده است. این منابع براساس معافیتهای وزارت خزانهداری آمریکا و پس از طی فرآیند KYC (Know Your Customer) در اختیار واردکنندگان قرار میگیرد. در این فرآیند، هویت واردکننده، منشأ کالا، مقصد مصرف و مسیر مالی معامله بهصورت کامل توسط بانک و نهادهای ناظر بررسی میشود تا اطمینان حاصل شود منابع صرف خرید کالاهای مجاز خواهد شد.
در برخی مقاطع نیز منابع ایران در هالکبانک ترکیه برای واردات کالاهای اساسی مورد استفاده قرار گرفته است. بررسیها نشان میدهد هماکنون حدود 6 تا 7 میلیارد دلار از منابع حاصل از صادرات گاز ایران در بانک TBI عراق و حدود 3 تا 4 میلیارد دلار نیز در ترکیه قرار دارد.
از سوی دیگر، کشور بهطور متوسط ماهانه حدود 800 میلیون تا یک میلیارد دلار منابع برای واردات کالاهای اساسی نیاز دارد؛ بنابراین منابع موجود برای تأمین نیاز سال جاری کفایت میکند.
آیا منابع آزادشده اساساً مازاد نیاز سال جاری به کالاهای اساسی است؟
نخستین پرسشی که مطرح میشود این است که اگر فرض شود حدود 6 تا 7 میلیارد دلار دیگر از منابع ایران آزاد شود و مطابق ادعای آمریکاییها تنها برای واردات کالاهای اساسی قابل استفاده باشد، آیا اساساً کشور به چنین منابعی نیاز دارد؟
واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از نیاز سال جاری از محل منابع موجود قابل تأمین است و در صورت آزادسازی منابع جدید، این منابع عملاً فراتر از نیاز باقیمانده کشور برای واردات کالاهای اساسی خواهد بود. از این رو پرسش مهمتر آن است که آیا آزادسازی منابع در قطر، امکان یا مزیت جدیدی نسبت به سازوکار فعلی ایجاد میکند یا واردات همچنان باید با همان محدودیتها و فرآیندهای گذشته انجام شود؟
همچنین با توجه به اینکه ایران در سال جاری نیاز بسیار محدودی به واردات گندم دارد، آیا امکان استفاده از این منابع برای خرید کالاهایی مانند جو یا روغن آفتابگردان از کشورهایی نظیر روسیه وجود خواهد داشت یا منابع صرفاً باید برای خرید کالاهای آمریکایی هزینه شود؟
موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، محدودیت زمانی توافق احتمالی است. اگر فرض شود توافقی دوماهه وجود داشته باشد، پرسش این است که آیا اساساً در چنین بازه زمانی امکان برداشت و مصرف چندین میلیارد دلار منابع وجود دارد؟ آیا ظرفیت بنادر، حملونقل، تخلیه و انبارش کشور اجازه واردات یکباره چنین حجمی از کالاهای اساسی را میدهد؟
ظرفیت واقعی خرید از آمریکا چقدر است؟
در میان کالاهای کشاورزی آمریکا، تنها ذرت و سویا از نظر قیمت و حجم تولید قدرت رقابت جهانی دارند. البته بسیاری از فعالان بازار معتقدند ذرت برزیل از نظر کیفیت خوراک دام، بهویژه میزان آلودگی و ویژگیهای کیفی، در بسیاری از موارد بر ذرت آمریکا برتری دارد؛ هرچند ذرت آمریکا نیز همچنان یکی از عرضهکنندگان اصلی بازار جهانی محسوب میشود.
اما درباره سایر کالاهای اساسی، خرید از آمریکا فاقد توجیه اقتصادی و تجاری است؛ زیرا ایران این اقلام را با هزینه کمتر و مسیرهای متنوعتر از سایر صادرکنندگان جهان تأمین میکند.
از سوی دیگر، نیاز سالانه ایران به ذرت حدود 10 میلیون تن است که ارزشی نزدیک به 3 میلیارد دلار دارد. حدود 2.5 تا 3 میلیون تن از این نیاز از مسیر شمال کشور تأمین میشود؛ موضوعی که در راستای بندهای 7 و 8 سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی درباره متنوعسازی مبادی ورود کالاهای اساسی نیز اهمیت دارد.
با گذشت حدود چهار ماه از سال، نیاز باقیمانده کشور تا پایان سال حدود 6 میلیون تن ذرت معادل یک تا دو میلیارد دلار برآورد میشود.
در حوزه سویا نیز از نیاز سالانه 4 میلیون تنی کشور، ارزش واردات باقیمانده تا پایان سال حداکثر حدود 1.5 میلیارد دلار خواهد بود.
بنابراین حتی اگر فرض شود تمام واردات شمال کشور متوقف شود، مجموع نیاز باقیمانده ایران به ذرت و سویا تا پایان سال حدود 3.5 میلیارد دلار خواهد بود؛ رقمی که منابع موجود در بانک TBI عراق نیز توان پوشش آن را دارد.
در مقابل، این پرسش همچنان باقی است که آیا امکان استفاده از منابع آزادشده برای واردات کالاهایی مانند حدود 2.5 میلیون تن جو یا نزدیک به یک میلیون تن روغن آفتابگردان از کشورهایی مانند روسیه وجود خواهد داشت یا شرط آمریکا، محدود کردن مصرف این منابع به خرید کالاهای آمریکایی خواهد بود؟
خرید از امرکایی ها شرافت مندانه نیست
از نگاه برخی کارشناسان، حتی اگر در مواردی خرید برخی محصولات کشاورزی آمریکا از نظر قیمت یا کیفیت توجیه اقتصادی داشته باشد، شرایط سیاسی و امنیتی اخیر این گزینه را با ملاحظات جدی مواجه میکند. کشوری که طی هفتههای گذشته در کنار رژیم صهیونیستی در اقدام نظامی علیه ایران قرار داشته، بهسختی میتواند شریک تجاری قابل اتکایی برای تأمین امنیت غذایی کشور تلقی شود.
علاوه بر این، سابقه چند دهه تحریم، مصادره و بلوکه کردن داراییهای ایران و استفاده مکرر از تجارت و غذا بهعنوان ابزار فشار سیاسی، این پرسش را مطرح میکند که آیا وابسته شدن به تأمین کالاهای اساسی از چنین کشوری، حتی در صورت وجود صرفه اقتصادی، با اصول استقلال اقتصادی، عزت ملی و امنیت غذایی کشور سازگار است یا خیر.
بررسی آمار واردات کالاهای اساسی نشان میدهد ادعای ترامپ مبنی بر فروش گسترده محصولات کشاورزی آمریکا به ایران، با واقعیت نیازهای تجاری و ساختار واردات کشور همخوانی کامل ندارد.
نخست آنکه ایران برای تأمین کالاهای اساسی سال جاری با کمبود منابع فوری مواجه نیست و بخش عمده نیاز خود را از محل منابع موجود تأمین میکند. دوم آنکه نیاز واقعی باقیمانده کشور تا پایان سال، بهویژه در حوزه ذرت و سویا، بهمراتب کمتر از ارقامی است که در سناریوی آزادسازی منابع مطرح میشود. سوم آنکه تنوعبخشی به مبادی وارداتی، محدودیتهای لجستیکی، زمان اجرای احتمالی توافق و همچنین امکان خرید کالا از سایر صادرکنندگان، همگی عواملی هستند که تحقق سناریوی مورد نظر ترامپ را با ابهامات جدی روبهرو میکنند.
در نتیجه، حتی اگر منابع بلوکهشده ایران آزاد شود، این موضوع بهمعنای تبدیل شدن ایران به بازار بزرگ محصولات کشاورزی آمریکا نیست و ادعای مطرحشده بیش از آنکه بر واقعیتهای تجارت خارجی استوار باشد، در چارچوب یک روایت سیاسی برای مخاطبان داخلی آمریکا قابل ارزیابی است.
انتهای پیام/
